نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
Patience is one of the central concepts in religious thought, playing a fundamental role in shaping the individual and collective identity of the community of believers. It can be interpreted as a divine strategic approach for collective resistance. Providing theoretical foundations for resistance and strengthening social cohesion in the face of crises increases the importance of addressing the issue of patience.The present research, using an analytical-descriptive method with a combined approach of theology and sociology of religion, reinterprets patience as a divine strategic approach to collective resistance. Through the analysis of religious texts regarding collective action, it is demonstrated that patience in religious teachings is not merely individual or ethical; rather, it is a mechanism for social resilience, maintaining group cohesion, and sustaining resistance against pressures.This study reveals that providing meaningful foundations creates a type of intelligent, stable, and reliable framework for resistance. Collective patience transforms reactive movements into sustainable and purposeful ones, enabling the community of believers to rely on divine power in the face of various pressures and to advance toward the realization of divine goals.
کلیدواژهها English
مقدمه
در جهان معاصر، جوامع بشری با چالشهای فراوانی در ابعاد مختلف روبرو است.این چالشها گاهی به صورت ساختاری وسیستمی بروز میکند که مقاومت در برابر آن را دشوار میسازد. درچنین شرایطی مفاهیم وراهبردهای مقاومت اهمیت ویژه می یابند.یکی از مفاهیم کلیدی در متون دینی که میتواند به عنوان راهبردی برای مقاومت جمعی در نظر گرفته شود، «صبر» میباشد.صبر خویشتن دارى و حبس نفس است بر چیزی که شرع و عقل تقاضا میکند، یا از چیزی که شرع و عقل از آن نهى میکند. (قرشی،1371، ج 4، ص105 )خویشتندارى انسان از امور ناپسندو اظهارنمودن جزع وبیتابی است(راغب الاصفهانی،۱۳۷۴ ه.ش،ج 2،ص 371 ) علامه طباطبایی صبر را عظیم ترین حالات نفسانی دانسته که قرآن آن را مدح نموده و در بالغ برهفتاد مورد ازقرآن تکرارشده است.( طباطبایی، 1352، ج1،ص 344 ) قرآن کریم آن را ازامور مهم برشمرده است. ( لقمان(31)؛ 17)
با وجود اینکه صبرغالباً به صورت یک فضیلت فردی وانفعالی تلقی میشود؛ اما در نگاهی عمیق ترو با تحلیل جامعه شناختی والهیاتی میتوان آن رابه عنوان یک راهبرد فعال و جمعی برای مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی وروانی تفسیر کرد. در منابع اسلامی، صبر با مفاهیمی چون استقامت، ثبات، پایداری، امید و معنا پیوند خورده است و همین پیوند آن را به سازوکاری برای سازماندهی کنش جمعی بدل کرده است.مفسران اسلامی صبر را شرط اساسی موفقیت جمعی میدانند. طبری صبر را ریشه استقامت معرفی میکند.(طبرسی، 1408،ج9،ص143)علامه طباطبایی صبر را قدرت تحمل هدفمند در مسیر تحقق وعده الهی میداند(طباطبایی، 1352،ج7،ص767 ). همچنین درحدیث، صبر از نشانههای قدرت ایمانی جامعه مؤمنان است به گونهای که ایمان بدون صبررا فاقد ارزش میداند.(فیض کاشانی، 1365ه.ش، ج4، ص333 )
پیرامون مفهوم صبردر متون دینی درسطح فردی تحقیقات اخلاقی، تفسیری، روانشناختی و جامعه شناختی بسیاری صورت گرفته است. این درحالی است که کمتر پژوهشی به صورت متمرکز و با رویکردترکیبی الهیاتی- اجتماعی به بازنمایی صبر به عنوان راهبرد مقاومت جمعی، پرداخته است. در حالی که کاربردی بودن مساله تحقیق در مواجهه با بحرانهای اجتماعی،عمق بخشی به مفهوم صبر ، ارایه مبانی نظری برای مقاومت وتقویت همبستگی اجتماعی اهمیت پرداختن به مساله را بیشتر مینماید.
مقالاتی که دقیقا همین ترکیب را داشته باشند بسیار نادر است، امّا به عنوان نزدیکترین مقالات به مساله میتوان به مقاله رضایی وهمکاران( 1401)تحت عنوان « واکاوی مفهوم صبر در قرآن کریم وکارکردهای اجتماعی آن در مدیریت بحران» اشاره نمود که صبر را به عنوان عامل فعّال برای انسجام جمعی و مدیریت استرسهای اجتماعی در مواجهه یا بحران های بیرونی میداندیا احمدی( 1400) که در مقالهاش تحت عنوان«مقاومت مدنی در اندیشه سیاسی اسلام؛مطالعه تطبیقی مفاهیم استقامت و صبر»به این نکته دست یافت که صبر وقتی درقالب استقامت بازنمایی شودبه یک راهبرد دفاعی برای حفظ هویّت جمعی در برابر سلطه وفشار دشمن تبدیل میگردد.
محقق بر آن است که با رویکرد تحلیلی و با ترکیب بسیار تخصّصی ونوآورانه از «الهیات» و«جامعهشناسی مقاومت به این مساله بپردازدکه چگونه صبر در متون دینی به عنوان راهبردی الهی برای مقاومت جمعی بازنمایی شده است و مولفه های الهیاتی واجتماعی این بازنمایی چیست؟ به عبارتی ساده تر چگونه میتوان از خلال آموزههای دینی مربوط به صبر چارچوب نظری برای مقاومت جمعی در برابر فشارهای اجتماعی استخراج کرد؟
1-چارچوب نظری
صبردر قرآن با سه مضمون اصلی پیوند دارد:
1.1-فرمان الهی( آلعمران: 200 ): « یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِصْبِرُوا وَ صابِرُواوَرابِطُوا وَ اِتَّقُوا اَللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛امرهای درآیه(اصبِرُوا)،(صَابِرُوا)و(رَابِطُوا)همه مطلق وبدون قیدهستند، در نتیجه هم صبر بر شدائد،هم صبربرطاعت وهمچنین صبربرترک معصیت را شامل میگردد.منظوراز(اِصْبِرُوا)، صبرتک تک افراد است، چون به دنبالش همین صیغه را در باب مفاعله(صَابِرُوا) آورده که معنا مشارکت میدهد یعنی ماده فعل(ص.ب.ر) بین دوطرف محقّق میشود. مصابره عبارتست ازاینکه جمعیتی به اتفاق یکدیگر اذیتها را تحمّل کنند و هریک صبر خود را به صبر دیگری تکیه دهد. (طباطبایی، 1352،ج4،ص 91) واژگانی این چنینی که در برخی متون دینی به معنای نگهداشت مواضع و آمادگی دائمی در برابر دشمنان به کار رفته است، با صبر پیوند معنایی دارد. لذا این امر نشاندهنده جنبه فعالانه و استراتژیک صبر در سازماندهی مقاومت است.
2.1- تحقق وعده الهی(زمر: 10): «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ»
علامه طباطبایی انحصار"انما "را متوجه جمله" بغیرحساب "میداند. بنا براین جار و مجرور" بغیر حساب "متعلق به کلمه" یوفى" شده و معنای آیه این میشود که صابران اجرشان فقط با اعطایى بىحساب داده مىشود. " صابران "به صورت مطلق آمده که شامل انواع صبرها میگردد، هرچند که صبر در برابر مصائب دنیا، بخصوص صبر در مقابل اذیتهاى اهل کفر و فسوق با مورد آیه منطبق است پس صابران بر خلاف سایر مردم اجرشان همسنگ اعمالشان نیست. (طباطبایی، 1352، ج17،ص244). پاداش برصبرشان، به خاطرکثرت ثواب در قالب عدد و حساب نمیآید.( طبرسی، 1408،ج 7، ص 768)پس میتوان گفت: مقارنت صابرون با غیرحساب دراین آیه نشان میدهد پاداش کسانی که در برابر سختیها و وسوسهها ایستادگی میکنند، فراتر از محاسبات معمول وبدون محدودیت است؛ زیرا خداوند وعد داده که پاداش صبر را بیحساب عطا کند. از این رو تحقّق وعده الهی در این آیه نمادی از بیکرانی رحمت اوست که از طریق «صبر مستمر» به دست میآید و این پاداش خود بزرگترین گواهی برصدق وعدههای الهی در برابر صابران است.
3.1- مدیریت بحران(155-156 : بقره): «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ اَلْأَمْوالِ وَ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ اَلصّابِرِینَ * اَلَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»
این آیات با پذیرش این حقیقت که بحرانها بخشی جداییناپذیر ازحیات هستند(مکارم،1380، ج1، ص525)، مدیریت بحران را ازحالت انکار به مرحله مواجهه میبرند. دراینجا دو رکن اصلی برای عبوراز بحران مطرح میشود:
الف- پذیرش و آمادگی ذهنی(رهیافت واقع گرایانه): خدای متعال با ذکر انواع آزمونها (خوف ، گرسنگی و نقص اموال و...) انسان را برای مواجهه با واقعیتهای سخت آماده میکند. مدیریت بحران اسلامی ابتدا با« پذیرش ماهیت چالش برانگیز زندگی» آغاز میشود تا فرد دچار فروپاشی روانی نشود.
ب- بازسازی روانی از طریق « استرجاع»( رهیافت معنایی):جمله (إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ)تنها یک ذکر نیست؛ بلکه یک استراتژی مدیریت بحران است. این عبارت به فرد کمک می کند تابانگاهی کلان تر خود را از مرکز درد وبحران خارج نموده وبه یک قدرت مطلق وابدی متصل کند( طبرسی، 1408،ج1،ص 438).این باعث میشود «خود کوچک» آسیب دیده درآغوش«معنای بزرگ» آرام گیرد .از مرحله«تنش» به مرحله «پذیرش وبازگشت به تعادل» برگردد. به زبانی ساده آیات به ما می گوید: مدیریت بحران یعنی پذیرش واقعیت سخت به همراه یافتن معنای بزرگ دردل آن رنج.
2-تحلیل الهیاتی – اجتماعی صبر
صبر در منظوره الهیاتی، فراتر از یک سکون و انفعال، به مثابه یک «پژواک اراده» و بازتعریف از توانمندی انسانی در برابر اضطرابهای هستی است. این مفهوم در تقاطع دین و اجتماع، از یک فضیلت فردی به یک استراتژی کلان تبدیل میشود که میتواند از فروپاشی ساختارها در برابر بحرانها جلوگیری کرده و پویایی کنشگران را در مسیر اهداف متعالی حفظ کند. همان گونه که در آیه انفال شرط مهم پیروزى مجاهدان راه خدا را ولو با تعداد اندک، صبر و شکیبایى شمرده است.(انفال(8)؛65) در واقع، صبر، زیربنای اخلاقیِ «مقاومت» است که گذار از بنبستهای تاریخی را ممکن میسازد.
1.2-صبر به عنوان چارچوب معنایی مقاومت
قرآن با پیوند صبر و وعده الهی(زمر(39) ؛ ۱۰)، برای کنش جمعی معنا تولید میکند. این معنابخشی، رنجها و سختیها را در مسیر تحقق اهداف بزرگتر، قابل تحمل و هدفمند میسازد. خدای متعال در سوره انفال پس از الزام جامعهی ایمانی به اطاعت ازخویش ورسولش و اجتناب از نزاع وسستی، امربه صبرنموده ومیفرماید:«...وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (انفال(8)؛ ۴۶). از منظر علامه طباطبایی صبر در اینجا به معنای خویشتن داری وپایداری در برابر دشمن و عدم تزلزل در برابر فشارهای بیرونی است.(طباطبایی،1352، ج9،ص 95) ایستادگی که اساسِ پیروزی در نبرد است.( طبرسی، 1408،ج4،ص 842؛ مکارم،1380، ج7، ص 196)
مقصود ازعبارت(وَ اِصْبِرُوا إِنَّ اَللّهَ مَعَ اَلصّابِرِینَ) آن است که کمال امرجهاد، برصبر بنا شده است؛ لذا امر به صبرنموده است. (فخر رازی، ۱۴۲۰ ه.ق،ج15، ص490) اگر امر به صبر را با جمله "إِنَّ اَللّهَ مَعَ اَلصّابِرِینَ" تاکید فرمود براى این است که صبر قوىترین یاور در شدائد، و محکمترین رکن در برابر تلون در عزم و سرعت تحول دراراده است.( طباطبایی، 1393،ج9،صص 95-96) مقاومت باید با تکیه بر صبر، از حالت هیجان لحظهای خارج و به یک حالت پایدار تبدیل شود به عبارتی میتوان گفت: صبر، چارچوب استواری است که اجازه نمیدهد مقاومت از مسیر هدایت خارج شود. صبر، معنای مقاومت را از «تلافیجویی و خشونت» به «پایداری بر حق و استمرار درمسیر» تغییر میدهد. مقاومت بدون صبر، به واکنشهای آنی و بیثبات تبدیل میشود، اما صبر به آن معنایی مستمر و هدفمند میبخشد.
پس میتوان گفت :" صبر در سطح کارکرد معنایی مقاومت جمعی، به عنوان منبع معنا و هدفگذاری برای مقاومت محسوب می شود".
2.2-صبر به عنوان سازوکار مدیریت ترس و فشار
در قرآن کریم انواع آزمونهای محیطی( نقص در اموال ) و روانی(خوف) به عنوان بخشی از سنتّ الهی ذکر
شدهاند. برای مثال در سوره بقره آمده : «...وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ... وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (بقره(2)؛۱۵۵). خدای متعال با ذکر انواع آزمونها (خوف، گرسنگی ونقص اموال و...) انسان را برای مواجهه با واقعیتهای سخت آماده میکند. از منظر اجتماعی، بحرانها (جنگ، فقر، تهدید) باعث ایجاد «ترس جمعی» و «فشار روانی» میشوند که منجر به گسست میشود..صبر در برابرگرسنگی و ترس، باعث حفظ تعادل روحی وجلوگیری از رفتارهای تکانشی و ناخواسته میشود.( طبرسی، 1408،ج۱، ص۲۴۰) صبر، نقش یک ضربهگیر را ایفا میکند که مانع از فروپاشی روانی افراد میشود
امرنمودن مومنان به استعانت از صبر و نماز در آیه سابق به این دلیل است که رسیدن به دین حق وتعالی وصافی زندگى شرافتمندانه تنها درسایه بلا وآزمایش( جنگ و قتل )است ویگانه راه پیروزى درآن این است که از دو نیروی صبرونمازمدد بگیرند. صبر، نوعی"تحملِ رنج" است که از طریق آن میتوان بر فشارِ محیطی روانِ انسان غلبهکند. استرجاع (إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) که از خصوصیات صابران است به معنای معنا تسلیم واذعان هست. (زمخشری، ۱۴۰۷ ه.ق، ج1 ،ص207) این عبارت به فرد کمک می کند تابانگاهی کلان ترخود را از مرکز درد وبحران خارج نموده وبه یک قدرت مطلق وابدی متصل کند( طبرسی، 1408،ج1،ص 438).
به عبارتی بلا(آزمایش)برای ابراز توانایی انسان در مدیریت اضطراب است. صبر، ابزاری است که فرد را از تسلیم شدن در برابرمشکلات باز میدارد وپیروزى در این امتحانات جز در سایه مقاومت و پایدارى ممکن نیست.(طباطبایی، 1352،ج1،ص 344) به مؤمنان قدرت میدهد تا به جای تسلیم در برابر فشار، با حفظ آرامش درونی، وضعیت موجود را ارزیابی کرده و راهبردهای مقاومت را اتخاذ کنند وبا تبدیل شدن از یک فرد « واکنشی» که مدام از ترس قضاوت می لرزد به یک فرد «کنش گر»که با صبر بر ارزش های خود ایستادگی می کنند.
پس میتوان گفت :" در سطح کارکرد روانی ، صبر به عنوان ابزار مدیریت هیجانات منفی (ترس، ناامیدی) و تقویت انگیزه مقاومت جمعی محسوب می شود".
3.2-صبر و سازماندهی کنش جمعی
کنش جمعی به فعالیت هماهنگ و هدفمند گروهی از افراد اشاره دارد که برای دستیابی به یک هدف مشترک انجام میشود. خدای متعال به فعالیت هماهنگ و هدفمندرسولان الهی یعنی صبر درمسیر هدایت اشاره نموده و می فرماید:« اى محمّد! همانگونه که پیامبران مرسل صبر نمودند تو نیز بر آزار این کافران و نپذیرفتن دعوتت صبر کن». (احقاف(46)؛ ۳۵). سوره احقاف با عبارت «فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ...» نه تنها به پیامبر اسلام فرمان به صبر میدهد، بلکه الگویی از رهبری پایدار وکنش جمعی سازمانیافته ارائه میکند.در این آیه صبربه مثابه بنیان رهبری جمعی است.( کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ).صبر، پایداری درمسیر دعوت با تحمّل فشارهای قوم، بدون گسستن رشته تدبیر دانسته میشود. اشاره به «اولوالعزم» نشاندهندهی یک الگوی سازمانیافته از استقامت است. این صبر، یک صبرِ منفعل نیست، بلکه صبرِ برنامهریزیشدهای است که برای رسیدن به هدف بزرگ (رسالت) از مراحل دشوار عبور میکند.( (طباطبایی،1352، ج18،ص331) اولوا العزم یعنی پیامبران دارای اراده و عزم سازمان یافته ،کسانی که صبرآنها موجب تداوم یک حرکت اجتماعی الهی و شگل کیری نهاد رسالت شده است.( قرشی بنایی،1371، ج 4، ص 346)
زمخشری تاکید می کند تشبیه پیامبر به اولوالعزم دلالت بر صبر دارای هدف مشترک دارد.( زمخشری، 1407ه ، ج4، ص313 )صبردر این هدف نه انفعال، بلکه شکلی ازمدیریت جمعی احساسات و زمان بندی کنش هاست که به کنترل بحران واستمرار دعوت میانجامد. کنش جمعی بدون صبر، دچار "بینظمی" و "عجلهگری" میشود. صبر به کنشگران اجازه میدهد تا از مراحل مختلف آمادگی عبور کنند و در زمان مناسب وارد عمل شوند.صبر پیامبران رامیتوان به عنوان الگویی برای "تحملِ مراحلِ تکالیف" دانست که نشان از مدیریتِ فرآیندِ رسیدن به مقصد دارد.
پس میتوان گفت :" در سطح کارکرد سازمانی ، صبر به عنوان پایهای برای استراتژیهای مقاومت پایدار و هدفمند مقاومت جمعی محسوب می شود".
4.2-صبر و انسجام گروهی
انسجام گروهی به نیروی پیوند دهندهای اشاره دارد که اعضای گروه را، به یکدیگرو به گروه خود متّصل نگه میدارد. صبر،نقش چندوجهی در ایجاد وتقویت انسجام گروهی ایجاد میکند. خدای متعال درآیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا...»جامعه ایمانی را امر به صبر نموده است. منظور از(اصبروا) صبر تک تک افراد است، چون دنبالش همین صبر را به صیغه "مفاعله - صابروا" آورده که در مواردى استعمال مىشود که ماده فعل بین دو طرف تحقق مىیابد. علامه طباطبایی تعبیر«صابروا» را نشانهی تعامل گروهی میداند. مصابره از منظر ایشان عبارت است از وصل کردن نیروى مقاومت افراد جامعه در برابر شدائد و مرابطه عبارت است ازوصل کردن همه نیروها و کارها، در جمیع شؤون زندگى دینى، چه دربرابر شدائد و چه درحال خوشى (طباطبایی، 1352، ج4، صص 91-92) نه تنها فرد باید صبور باشد، بلکه باید در کنار دیگران، در برابر دشمن صبور و یکپارچه باشد. به عبارتی مصابره عبارت است از اینکه جمعیتى به اتفاق یکدیگر اذیتها را تحمل کنند و هر یک صبر خود را به صبر دیگرى تکیه دهد. (همان،ص91) زمخشری اشاره میکند که «صابروا» به معنای این است که گروهی در برابر سختیها، صبری را نشان دهند که بر صبر دشمن پیشی میگیرد، که این تنها با انسجام گروهی ممکن است. ( زمخشری، 1407، ج1،ص 460 ؛ قرائتی، 1388، ج1،ص 685)
مفهوم"مصابره" درآیه (آلعمران(3)؛ 200)نشان میدهد که صبر تنها امری فردی نیست، بلکه نیازمند همبستگی و استقامت جمعی است. این مفهوم، مؤمنان را به حمایت متقابل و تحمل مشترک در سختیها تشویق میکند. عاملی است که از"تکه تکه شدن"جامعه دربرابربحران جلوگیری میکند.وقتی گروهی برسر یک ارزش(صبر)متّحد باشند، همبستگی اجتماعی آنها در برابر عوامل تفرقهافکن، تقویت میشود.
پس میتوان گفت :" درسطح اجتماعی ، صبر به عنوان عامل حفظ انسجام گروهی و تقویت همبستگی مقاومت جمعی محسوب می شود".
5.2- صبر و هویت مقاوم
صبر، ویژگی معرفتی و اخلاقی است که "هویت" یک جامعه یا فرد را تعریف میکند. صبر به مؤمنان هویتی
پایدار و مقاوم میبخشد. این هویت، برآمده از ایمان، اتکال به خدا و باور به نصرت الهی است و در برابر چالشها، تزلزلناپذیر باقی میماند. فرد یا جامعهای که"صابر" نامیده میشود، هویت خود را بر پایه "استواری در برابر تغییرات ناخواسته و فشارها" بنا میکند؛ زیرا صبور بودن، یک صفتِ ثابت و ریشهدار در شخصیت است، نه یک حالت گذرا؛ و همین ثبات، سازندهی هویت است.
خدای متعال در سوره رعد، صبر را در کنار سایر اعمال نیک مانند اقامه نمازوانقاق ذکر نموده وآن را در مسیر ابتغاء وجه رب( طلب رضای الهی) قرار داده ومیفرماید:« وَ الَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ أَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَ عَلَانِیَةً وَ یَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ» (رعد( 13)؛ 22)
علامه صبردر آیه را مقید به قید "اِبْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ" میداند، به عبارتی اگر صبرمىکنند فقط و فقط به منظور رضاى پروردگارشان است.مقصود از "وجه ربهم" جهت الهى عمل و یا فکر آن صفت و صورتى است که عمل نزد خدا دارد و آن عبارتست از اجر و مزدى که نزد خداست،( طباطبایی، 1352،ج 11،ص 344) این نشان میدهدکه صبر صرفاً یک تحمّل منفعلانه نیست بلکه یک انتخاب فعّال وآگاهانه است که ریشه در اعتقادات و ارزش های درونی فرد دارد.کسانی که این صفت را دارند، در آخرت جایگاه نیکویی دارند.(أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ). این وعده الهی نشان میدهندکه صبرومقاومت در راه حق، منجر به شکلگیری هویت متعالی و پایدار است که نهایتاً رستگار را به دنبال دارد. پشتوانه همه برنامههاى سازنده فردى و اجتماعى، همان شکیبایى و استقامت است و اگر آن نباشد هیچکدام از آنها به سامانى نمىرسد،نه وفاى عهد، نه اقامه صلاة ،نه انفاق از مواهب الهى و نه جبران خطاها بوسیله حسنات بدون استقامت و صبر میسر است، و ( مکارم، 1380، ج10، ص 193) صابران در هویت خود، "رضایت به تقدیر الهی در عین تلاش" را جای دادهاندو این یک هویتِ منحصربهفرد است.
خلاصه بحث : صبر ساختاری فراتر ازمعنای فردی دارد و میتواند به عنوان راهبردی الهی برای مقاومت جمعی تفسیر شود. قرآن ، صبر را با معنا، امید، انسجام وآمادگی پیوند دادهاند. صبرکنش جمعی را از حرکتهای واکنشی به حرکتهای پایدار و هدفمند ارتقا میدهد و به جامعه مؤمنان امکان میدهد تا در برابر فشارهای مختلف، با اتکال به قدرت الهی، مقاومت ورزند و در مسیر تحقق اهداف الهی گام بردارند.
نتیجه گیری
«صبر» یکی از مفاهیم کلیدی در آموزههای دینی است که میتواند به عنوان راهبردی برای مقاومت جمعی در نظر گرفته شود. با وجود اینکه صبرغالباً به صورت یک فضیلت اخلاقی تلقی میشود؛ اما با تحلیل جامعه شناختی والهیاتی میتوان آن رابه عنوان یک راهبرد جمعی برای مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی تفسیرکرد. پبوند صبر با مفاهیمی چون استقامت، ثبات، پایداری، امید در منابع اسلامی،آن را به سازوکاری برای سازماندهی کنش جمعی بدل کرده است. کاربردی بودن مساله تحقیق در مواجهه با بحرانهای اجتماعی و عمق بخشی به مفهوم صبر اهمیت پرداختن به مساله را بیشتر مینماید. حال این مساله مطرح است که چگونه صبر بهعنوان راهبردی الهی برای مقاومت جمعی بازنمایی شده است؟ نتایج تحقیق حاکی از آن است که صبردر قرآن با سه مضمون فرمان الهی، تحقق وعده الهی، مدیریت بحران پیوند برقرار نموده است و درچهار سطح صبر در مقاومت جمعی کارکرد دارد:
1. سطح معنایی: دراین سطح، صبر به عنوان منبع معنا و هدفگذاری برای مقاومت به حساب میآید. مقاومت با تکیه بر صبر، از حالت هیجان لحظهای خارج و به یک حالت پایدار تبدیل میشود. به بیانی صبر برای کنشهای جمعی معنا تولید میکندواین معنابخشی دشواریها را قابل تحمل و هدفمند میسازد.
2- سطح روانی: صبر به عنوان ابزار مدیریت هیجانات منفی (ترس، ناامیدی) و تقویت انگیزه در این سطح به شمار میآید. صبر، نوعی"تحملِ رنج" است که به مؤمنان قدرت میدهد تا به جای تسلیم در برابر فشار، با حفظ آرامش درونی، وضعیت موجود را ارزیابی کرده و راهبردهای مقاومت را اتخاذ کنند از یک فردصزفاً « واکنشی» به یک فرد «کنش گر»مقاوم بر ارزشها تبدیل گردد.
3- سطح اجتماعی: در این کارکرد صبر به عنوان عامل حفظ انسجام گروهی و تقویت همبستگی محسوب میشود. صبر،نقش چندوجهی در ایجاد وتقویت انسجام گروهی ایجاد میکند. استعمال لفظ صبر به صیغه "مفاعله در سوره آل عمران آورده نشانهی تعامل گروهی است. مفهوم"مصابره" درآیه نشان میدهد که صبر نیازمند همبستگی و استقامت جمعی است. این مفهوم، مؤمنان را به حمایت متقابل و تحمل مشترک در سختیها تشویق میکند
4- سطح سازمانی: صبردر سطح سازمانی به عنوان پایهای برای استراتژیهای مقاومت پایدار و هدفمندبه جساب میآید.پیامبر اسلام ،با عنوان الگویی از رهبری پایدار وکنش جمعی سازمانیافته،امر به صبرِ برنامهریزیشدهای یافته که برای رسیدن به هدف بزرگ (رسالت) از مراحل دشوار طراحی شده است.
درنهایت صبر، خصوصیتی معرفتی است که "هویت" یک جامعه یا فرد را تعریف میکند. صبور بودن، یک صفتِ ثابت و ریشهدار در شخصیت است، نه یک حالت گذرا؛ و همین ثبات، سازندهی هویت است.صبر به مؤمنان هویتی پایدار و مقاوم برآمده از ایمان، اتکال به خدا و باور به نصرت الهی میبخشد.