نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
The present study aims to elucidate the theological framework of defensive war in the Holy Quran. In the current global climate, characterized by Islamophobia and misconceptions regarding the concept of *Jihad*, which often project an image of violence onto Islam, it is critically necessary to investigate the epistemological and ethical foundations of legitimate defense. Using a descriptive-analytical method and library research, this paper extracts and analyzes Quranic teachings in this domain. The findings demonstrate that this theology is grounded in monotheistic and justice-oriented principles, with core components including the "defense of the oppressed" (*musta'dafin*), the "rejection of tyranny" (*taghut*), the "tradition of trial" (*ibtila'*), and "divine victory" (*nusrat*). The function of this theology extends beyond merely ensuring security, encompassing educational, civilizational, and identity-forming dimensions. By establishing precise ethical principles—such as the prohibition of aggression, adherence to proportionality, and the protection of non-combatants—the Quran draws a clear distinction between legitimate resistance and extremist violence. A comparative analysis with the Western "Just War" theory reveals fundamental differences in their theological and teleological foundations. Consequently, within the Quranic paradigm, legitimate defense is not merely a military act but an integral part of a comprehensive moral-theological system dedicated to upholding truth, justice, and human dignity.
کلیدواژهها English
1. مقدمه
در جهان پسا۱۱ سپتامبر، گفتمان مسلط درباره اسلام، به ویژه در رسانههای غربی، غالباً بر مفاهیمی چون «جهادگرایی»، «خشونت مذهبی» و «تروریسم» متمرکز شده است. این روایت، که از آن به «اسلامهراسی» تعبیر میشود، با تقلیل آموزههای پیچیده اسلامی به برداشتی یکبُعدی و خشن، نسبت جنگ و صلح در اسلام را مخدوش ساخته است. در چنین فضایی، مفاهیمی چون «جهاد» که در بستر تاریخی و الهیاتی خاصی معنا مییابند، گاه به ابزاری برای توجیه ایدئولوژیک خشونتهای تکفیری تبدیل شدهاند؛ در حالی که مراجعه به متن بنیادین اسلام، یعنی قرآن کریم، تصویری متفاوت و ضابطهمند از مواجهه با جنگ و خشونت ارائه میدهد. قرآن کریم از یک سو، صلح و آرامش را وضعیت مطلوب برای روابط انسانی معرفی میکند و از سوی دیگر، در برابر ظلم، تجاوز و سلب آزادی انسان، مشروعیت دفاع را به رسمیت میشناسد. ازاینرو، تبیین مبانی الهیاتی و اخلاقی جنگ دفاعی در قرآن، ضرورتی علمی و معرفتی در فضای فکری معاصر به شمار میآید.
در سالهای اخیر، پژوهشهایی در زمینه جهاد، دفاع مشروع و اخلاق جنگ در اسلام انجام شده است. برخی تحقیقات، با رویکرد فقهی به بررسی احکام جهاد و دفاع پرداختهاند و برخی دیگر، ابعاد اخلاقی جنگ در قرآن را تحلیل کردهاند. همچنین آثاری در نقد جریانهای افراطی و تبیین نسبت اسلام و خشونت منتشر شده است. با این حال، بخش قابل توجهی از پژوهشهای موجود، یا صرفاً بر ابعاد فقهی جهاد تمرکز داشتهاند و یا به صورت پراکنده به تفسیر آیات قتال پرداختهاند و کمتر پژوهشی کوشیده است «الهیات جنگ دفاعی» را به مثابه یک منظومه معرفتی، اخلاقی و تمدنی در قرآن کریم به صورت مستقل و منسجم بررسی کند. نوآوری پژوهش حاضر در آن است که با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، ضمن استخراج مؤلفههای الهیاتی جنگ دفاعی از آیات قرآن کریم، ابعاد اخلاقی، تربیتی و اجتماعی آن را نیز تبیین کرده و با نقد قرائتهای افراطی و تکفیری، تصویری نظاممند از دفاع مشروع در منطق قرآن ارائه میدهد.
پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که الهیات جنگ دفاعی در قرآن کریم بر چه مبانی و مؤلفههایی استوار است و قرآن چگونه مشروعیت و حدود اخلاقی دفاع را تبیین میکند؟
2. مفهومشناسی
2-1. جهاد: واژه «جهاد» از ریشه «جهد» به معنای کوشش و بهکارگیری نهایت توان است. راغب اصفهانی، جهد را تحمل سختی و صرف توان در انجام کار معنا میکند (راغب اصفهانی، 1412ق، ص 208). ابنمنظور نیز جهاد را بذل توان در مقابله با دشمن میداند (ابنمنظور، 1414ق، ج3، ص 135). در لغت به معنای تلاش و کوشش است و در اصطلاح، به «بذل جهد در راه خدا» اطلاق میشود که اقسام گستردهای دارد: جهاد اکبر (مبارزه با نفس)، جهاد کبیر (مبارزه فرهنگی و تبلیغی) و جهاد اصغر (مقاومت مسلحانه). جهاد دفاعی زیرمجموعه جهاد اصغر است (مکارم شیرازی، 1374، ج7، ص345)
2-2. قتال: واژه «قتال» از ریشه «قتل» گرفته شده و در اصل به معنای درگیری و مقابله همراه با کشتن است. راغب اصفهانی، قتال را «مواجهة الخصم بالسلاح» دانسته است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص 670). ابن منظور نیز در لسان العرب، «قتل» را به معنای از بین بردن حیات معرفی میکند (ابن منظور، 1414ق، ج11، ص 547). در کاربرد قرآنی، قتال غالباً در چارچوب دفاع، مقابله با تجاوز و رفع فتنه به کار رفته است.
2-3. دفاع مشروع: «دفاع» از ریشه «دفع» و به معنای دور کردن، بازداشتن و رفع کردن چیزی از چیز دیگر است. راغب اصفهانی، «دفع» را به معنای دور ساختن با شدت معرفی میکند (راغب اصفهانی، 1412ق، ص 315). همچنین قرشی در قاموس قرآن، دفع را ناظر به جلوگیری از ضرر، تهدید و تجاوز میداند (قرشی، 1371ش، ج2، ص 85). ابنمنظور نیز «دفع» را به معنای ردّ کردن و دور نمودن امری ناخوشایند بیان میکند (ابنمنظور، 1414ق، ج8، ص 102). واکنش ضروری، متناسب و مشروع در برابر حمله یا تجاوز قریبالوقوع به جان، مال، سرزمین و اعتقاد است. قرآن با صراحت میفرماید: «وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ» (بقره: 190).
2-4. بازدارندگی دفاعی: «بازدارندگی» در لغت، به معنای منع، جلوگیری و بازداشتن از انجام کاری است. در زبان عربی، مفاهیمی چون «ردع» و «دفع» به این معنا نزدیکاند. راغب اصفهانی، «دفع» را به معنای دور ساختن و جلوگیری از ضرر و تهدید معرفی میکند (راغب اصفهانی، 1412ق، ص 315). در اصطلاح، بازدارندگی دفاعی به مجموعه اقداماتی گفته میشود که با هدف جلوگیری از تجاوز، تهدید و برهم خوردن امنیت انجام میگیرد.
3. مؤلفههای الهیات جنگ دفاعی
3-1. عدالتمحوری و نفی طاغوت
اساس یکی از مهمترین مؤلفههای الهیات جنگ دفاعی در قرآن، توحیدمحوری و نفی سلطه طاغوت است. جنگ دفاعی در منطق قرآن، نه برای توسعهطلبی و قدرتجویی، بلکه برای رهایی انسان از بندگی غیرخدا و مقابله با ظلم و فساد مشروعیت مییابد: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ» (انفال: 39). علامه طباطبایی ذیل این آیه، مقصود از فتنه را سلطه شرک و مانعتراشی در مسیر هدایت انسان میداند (طباطبایی، 1417ق، ج9، ص 154). بر این اساس، دفاع در قرآن حرکتی در جهت تحقق عدالت و نفی استکبار به شمار میآید.
3-2. عدالتخواهی و حمایت از مستضعفان
از دیگر مؤلفههای اساسی الهیات دفاعی، عدالتخواهی و حمایت از مستضعفان است. قرآن کریم مؤمنان را به دفاع از مظلومان فرا میخواند: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ» (نساء: 75). مکارم شیرازی در تفسیر نمونه، این آیه را بیانگر مسئولیت اجتماعی مسلمانان در برابر ظلم و ستم میداند (مکارم شیرازی، 1374ش، ج4، ص 92). ازاینرو، دفاع در قرآن تنها واکنشی نظامی نیست، بلکه ابزاری برای حمایت از کرامت انسانی و مقابله با بیعدالتی است. بر این اساس، دفاع از مستضعفان در قرآن، صرفاً وظیفهای سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه تجلی مسئولیت الهی انسان مؤمن در برابر ظلم و بیعدالتی به شمار میآید.
3-3. بُعد تربیتی و آزمایشی جنگ دفاعی
مؤلفه دیگر الهیات جنگ دفاعی، بُعد تربیتی و آزمایشی آن است. قرآن کریم جنگ و سختیها را عرصهای برای سنجش ایمان انسان معرفی میکند: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ» (عنکبوت: 2). به اعتقاد راغب اصفهانی، «فتنه» در اینگونه آیات به معنای آزمایش و آشکار شدن حقیقت ایمان انسان است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص 623). ازاینرو، جنگ دفاعی در قرآن افزون بر جنبه نظامی، دارای کارکردی اخلاقی و تربیتی نیز هست.
3-4. ایمان به نصرت الهی
ایمان به نصرت الهی نیز از دیگر مؤلفههای بنیادین الهیات دفاعی در قرآن است. قرآن کریم میفرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ» (محمد: 7). این باور، ضمن تقویت روحیه مقاومت و پایداری، مانع غرور و اتکای صرف به قدرت مادی میشود. شهید مطهری، ایمان به نصرت الهی را یکی از عوامل اصلی پایداری جوامع دینی در برابر تهدیدها میداند (مطهری، 1375ش، ج24، ص 215). بر این اساس، جنگ دفاعی در قرآن، در چارچوب اعتماد به سنتها و اراده الهی معنا مییابد.
3-5. امنیت اجتماعی و بازدارندگی دفاعی
از دیگر مؤلفههای مهم، اصل امنیت جمعی و بازدارندگی دفاعی است. قرآن کریم با دستور به آمادگی دفاعی میفرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال: 60). طبرسی در مجمع البیان، مقصود از «قوة» را هر نوع توان و آمادگی لازم برای جلوگیری از تجاوز دشمن میداند (طبرسی، 1372ش، ج5، ص 35). ازاینرو، بازدارندگی در منطق قرآن صرفاً راهبردی نظامی نیست، بلکه بخشی از نظام الهیاتی حفظ عدالت، صیانت از جامعه اسلامی و جلوگیری از گسترش ظلم و تجاوز به شمار میآید.
4. کارکردهای الهیات جنگ دفاعی
الهیات جنگ دفاعی در قرآن، افزون بر بُعد نظامی، دارای کارکردهای اخلاقی، تربیتی و اجتماعی است. جنگ دفاعی در چارچوب ارزشهای اسلامی، زمینه تقویت فضیلتهایی چون صبر، ایثار و شجاعت را فراهم میسازد. طباطبایی، جهاد را عاملی برای حفظ حیات معنوی و اجتماعی جامعه اسلامی میداند (طباطبایی، 1417ق، ج2، ص312). همچنین قرآن، جنگ را عرصه آزمون ایمان معرفی میکند: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ» (عنکبوت: 2). کلینی نیز جهاد را از مهمترین عرصههای آزمایش ایمان میداند (کلینی، 1407ق، ج5، ص9).
از سوی دیگر، دفاع مشروع در قرآن با حفظ امنیت و جلوگیری از سلطه پیوند دارد. قرآن کریم با تأکید بر آمادگی دفاعی میفرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» (انفال: 60). طبرسی، «قوة» را به معنای هرگونه آمادگی برای مقابله با تهدید دشمن تفسیر میکند (طبرسی، 1372ش، ج5، ص35).
قرآن همچنین برای محدودسازی خشونت، اصول اخلاقی مشخصی را در جنگ مقرر کرده است. اصل «لا تَعْتَدُوا» (بقره: 190) بر ممنوعیت هرگونه تعدی و خشونت فراتر از ضرورت دلالت دارد. مکارم شیرازی، این اصل را ناظر به رعایت تناسب در جنگ میداند (مکارم شیرازی، 1374ش، ج2، ص14). افزون بر این، قرآن بر ترجیح صلح و رفتار انسانی با اسیران تأکید میکند: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» (انفال: 61) و «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً» (محمد: 4). ابنعاشور، این آیات را نشانه توجه اسلام به کرامت انسانی حتی در شرایط جنگ میداند (ابنعاشور، 1984م، ج26، ص117).
بر این اساس، جنگ دفاعی در قرآن را میتوان نظامی اخلاقمحور دانست که ضمن مشروعیتبخشی به دفاع، هرگونه تجاوز و خشونت افراطی را محدود میسازد.
5. بررسی انتقادی قرائتهای افراطی و تکفیری از جهاد و دفاع مشروع
بخش مهمی از سوءبرداشتهای معاصر درباره جهاد اسلامی، ناشی از تفسیرهای سیاقگریز از آیات قتال است. جریانهای تکفیری با نادیده گرفتن شرایط نزول آیات و اصول اخلاقی جنگ در قرآن، خشونت و اقدامات تروریستی را به آموزههای اسلامی مستند میسازند؛ در حالی که این رویکرد با مبانی قرآنی ناسازگار است. سبحانی، تفکر تکفیری را حاصل برداشتهای افراطی و خارج از منظومه معارف اسلامی میداند (سبحانی، 1390ش، ص87).
نخستین تفاوت، در مبنای مشروعیت جنگ است. قرآن، قتال را به دفاع در برابر تجاوز محدود میکند: «وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا» (بقره: 190). طباطبایی ذیل این آیه، مشروعیت جنگ را مشروط به وجود تعدی میداند (طباطبایی، 1417ق، ج2، ص62). در مقابل، جریانهای تکفیری با تکیه بر تکفیر مخالفان، خشونت را توجیه میکنند.
تفاوت دیگر، در هدف قتال است. قرآن، هدف جنگ را رفع فتنه و ظلم معرفی میکند: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ» (بقره: 193). مکارم شیرازی، فتنه را به معنای فشار و سلب آزادی عقیده تفسیر میکند (مکارم شیرازی، 1374ش، ج1، ص637). در حالی که جریانهای افراطی، حذف مخالفان و گسترش سلطه را دنبال میکنند.
همچنین قرآن بر رعایت اصول اخلاقی در جنگ تأکید دارد. ابنعاشور، اصل «لا تَعْتَدُوا» را ناظر به منع هرگونه خشونت فراتر از ضرورت میداند (ابنعاشور، 1984م، ج2، ص190). با این حال، گروههای تکفیری با کشتار غیرنظامیان و اقدامات تروریستی، این اصول را نقض میکنند.
افزون بر این، جریانهای افراطی آیات قتال را بدون توجه به سیاق تاریخی و شرایط نزول، به همه زمانها تعمیم میدهند. مکارم شیرازی تأکید میکند که بسیاری از این آیات ناظر به جنگ با مشرکان مهاجم بوده است (مکارم شیرازی، 1374ش، ج7، ص350). ازاینرو، خشونت تکفیری را نمیتوان مصداق دفاع مشروع دانست، بلکه این اقدامات، نمونهای از فساد و تجاوز محکومشده در قرآن است.
6. تحلیل تطبیقی با نظریه جنگ عادلانه
مقایسه الهیات جنگ دفاعی در قرآن با نظریه «جنگ عادلانه» در سنت غربی، نشاندهنده برخی اشتراکات و تفاوتهای اساسی میان دو دیدگاه است. هر دو رویکرد، دفاع در برابر تجاوز، رعایت تناسب و پرهیز از خشونت بیضابطه را از شرایط مشروعیت جنگ میدانند. همچنین در هر دو دیدگاه، جنگ باید آخرین راهحل پس از ناکامی روشهای مسالمتآمیز باشد (والزر، 1997، ص 21).
با وجود این شباهتها، تفاوت اصلی در منبع مشروعیت جنگ است. در نظریه جنگ عادلانه، مشروعیت عمدتاً بر حقوق بینالملل و حاکمیت سیاسی استوار است؛ اما در قرآن، مشروعیت نهایی از اراده الهی و احکام شرعی سرچشمه میگیرد. طباطبایی، دفاع را بخشی از نظام عدالتمحور الهی میداند (طباطبایی، 1417ق، ج2، ص190).
تفاوت دیگر، در مبنای ارزشی دو نظریه است. نظریه غربی عمدتاً بر پایه رویکردی سکولار شکل گرفته، در حالی که در قرآن، دفاع بر اصولی چون توحید، عدالت و حمایت از مستضعفان استوار است. همچنین در الهیات قرآنی، نیت و اخلاص رزمندگان بخشی از مشروعیت اخلاقی دفاع به شمار میآید؛ موضوعی که در نظریههای سکولار کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاینرو، جنگ دفاعی در قرآن را میتوان الگویی اخلاقمحور و عدالتبنیاد دانست که ضمن مشروعیتبخشی به دفاع، هرگونه سلطهطلبی و تجاوز را نفی میکند.
نتیجهگیری
بررسی آیات قرآن کریم نشان میدهد که جنگ در منطق اسلام، امری اصیل و مطلوب نیست، بلکه دفاعی مشروع در برابر ظلم، تجاوز و تهدید علیه انسان و جامعه اسلامی است. الهیات جنگ دفاعی در قرآن، بر مبانیای چون توحید، عدالتخواهی، نفی طاغوت، حمایت از مستضعفان و ایمان به نصرت الهی استوار بوده و دفاع را در چارچوب اصول اخلاقی و انسانی تبیین میکند. یافتههای پژوهش نشان داد که دفاع در قرآن، صرفاً کنشی نظامی یا سیاسی نیست، بلکه دارای ابعاد اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و تمدنی است. قرآن کریم با تأکید بر اصولی همچون منع تعدی، رعایت تناسب، ترجیح صلح و حفظ کرامت انسانی، چارچوبی اخلاقمحور برای جنگ دفاعی ترسیم میکند و هرگونه خشونت افراطی و سلطهطلبانه را مردود میشمارد. همچنین بررسی قرائتهای تکفیری نشان داد که این جریانها با تفسیر سیاقگریز آیات قتال و نادیده گرفتن مبانی اخلاقی قرآن، تصویری نادرست از جهاد و دفاع اسلامی ارائه کردهاند. در مقابل، الهیات جنگ دفاعی در قرآن را میتوان الگویی عدالتبنیاد و خدامحور دانست که ضمن مشروعیتبخشی به دفاع در برابر تجاوز، بر حفظ عدالت، امنیت و کرامت انسانی تأکید دارد.